عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

345

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

اين همه از جهت جفت گيرى و نوع آوازخوانى و خواندن و ناله به هم ماننده‌اند و نيز از جهت اندازه و شكل گردن و بيخ پرها و ريخت سر و پا و ساقها و چنگال به هم مانند . . . طوق عمرو . چيزى را كه براى كسى كوچك آيد به گردن‌بند عمرو مانند كنند . و اصل آن چنان بود كه عمرو بن عدىّ طوقى داشت كه در كودكى به گردنش مىانداختند ، پريان او را زمانى از راه بردند و ديوانه كردند تا آن كه مالك و عقيل - دو نديم جذيمه - او را پيدا كردند و پيش دائىاش - جذيمة الابرش آوردند ، مادر لباس به تن او كرد و طوق را به گردنش آويخت ، امّا چون جذيمه طوق را در گردن خواهرزاده‌اش ديد گفت : « شبّ عمرو عن الطّوق » يعنى : عمرو باليده‌تر و بزرگتر از آن شده كه چنين گردن‌بندى به گردن او ببندند . از آن روز باز اين سخن مثل گرديد . سرىّ گفته : تصابى فأضحى بعد سلوته صبّا * و عاود عمرو طوقه بعد ما شبّا يعنى : عشق ورزيد و پس از آرامش باز شيفته شد ، عمرو پس از آن كه جوان شده بود . به طوق خود بازگرديد . طير العراقيب . به هر پرنده‌اى كه ديدن آن را براى شتر به فال بد مىگيرند ، « طير العراقيب » گويند گويا كه آن پرنده سبب مىشود كه شتر را پى كنند يا پى پاشنهء وى را قطع كنند ؛ فرزدق در خطاب به شتر خود گفته : إذا قطنا بلّغتنيه ابن مدرك * فلاقيت من طير العراقيب أخيلا يعنى : اگر در محل اقامت مرا به ابن مدرك برسانى [ الهى كه ] از طير العراقيب ، سبز قبا نصيب تو گردد و عرب در هنگام نفرين مسافر گويد : « رأيت اخيلا » الهى ! كه اخيل ببينى . و عرب ، اخيل ( شقّراق يا سبزقبا ) را براى اشتران خود بدشگون مىداند و از آن براى خود فال بد نمىزند . و چون مسافرى سبزقبا ببيند يقين كند كه شترش يا به مرگ طبيعى خواهد مرد يا آن را پى خواهند